این سریال داستان گروهی را به تصویر میکشد که به عنوان قهرمانان نقابدار به فعالیت میپردازند و شناخته میشوند ، اما طبق یک قانون که توسط سناتور کین تصویب میشود این گروه منحل میشود و عدهای به پلیس ملحق و عدهای هم بازنشسته میشوند. اما در این میان یک نفر از این گروه به طور پنهانی فعالیت خود را ادامه میدهد و…
این سریال داستان گروهی را به تصویر میکشد که به عنوان قهرمانان نقابدار به فعالیت میپردازند و شناخته میشوند ، اما طبق یک قانون که توسط سناتور کین تصویب میشود این گروه منحل میشود و عدهای به پلیس ملحق و عدهای هم بازنشسته میشوند. اما در این میان یک نفر از این گروه به طور پنهانی فعالیت خود را ادامه میدهد و…
برندهٔ ۱۱ جایزهٔ پرایمتایم امی
در مجموع ۵۵ جایزه و ۷۵ نامزدی
رتبه
رتبه سریال در جهان624
برای «خالصگرایان» کمیک، این توهینآمیز بود. برای نژادپرستانی که آزردهخاطر شدند، توهینی آشکار. اغلب کلیگویی را دوست ندارم، اما وقتی دو از سمّیترین گروههای امروز را برمیانگیزی—گروههایی که فکر میکنند دانشی دارند که تو نداری—قطعاً توجه من را جلب میکنی.
رویکرد لیندلوف کانن نیست و این ایرادی ندارد. دنبالهٔ رسمی و کنونی واچمن در کمیکها همین هفتهٔ گذشته با انتشار Doomsday Clock #12 به پایان رسید...
برای «خالصگرایان» کمیک، این توهینآمیز بود. برای نژادپرستانی که آزردهخاطر شدند، توهینی آشکار. اغلب کلیگویی را دوست ندارم، اما وقتی دو از سمّیترین گروههای امروز را برمیانگیزی—گروههایی که فکر میکنند دانشی دارند که تو نداری—قطعاً توجه من را جلب میکنی.
رویکرد لیندلوف کانن نیست و این ایرادی ندارد. دنبالهٔ رسمی و کنونی واچمن در کمیکها همین هفتهٔ گذشته با انتشار Doomsday Clock #12 به پایان رسید که روبهرویی طولانیمدتِ دکتر منهَتن و سوپرمن را رقم زد. با این حال، از نظر شخصی فکر میکنم این سریال کار درستی کرد. لیندلوف دنیای کمیک را گرفت و به آن صدای متفاوتی داد. او پیرامون بعضی شخصیتهای داستان اصلی معمایی جالب ساخت و آن را در تمهایی ریشهداری که از اولین قسمت تا آخرین قسمت دربرگیرندهٔ دههها نفرتی است که هنوز زندهاند، جا داد.
تا الآن قرار است فصل تنها باشد و اگر همینطور باشد من قبول دارم. به فصل دوم هم خوشبینم، اما فکر میکنم داستانی که گفته شد کافی بود. باور کنید از همان آغاز هفتهبههفته از آن لذت بردم.
تنها ایرادم—و بهخاطر همین پنج ستاره ندادم—این است که با وجود مدیریت خوب داستان، لیندلوف برای اینکه داستان عاشقانهاش کار کند مرتکب اشتباهی شد و آن تضعیف دکتر منهَتن بود. خیلی. میفهمم این دیدِ اوست، اما واقعاً میگویید اوزیمندیاس که باهوشترین انسان دنیاست نتوانست آن موجود همهقدرت را به اسارت درآورد، اما یک گروه نژادپرست توانستند؟ واقعاً؟
با این همه، این سریال فوقالعاده بود. اگر هنوز ندیدهاید، همین حالا شروع کنید.
———
وقتی فهمیدم سریالی جدید مبتنی بر دنیای واچمن در حال ساخت است، واکنش خاصی نداشتم. اما وقتی اعلام شد دیمن لیندلوف—خالق همکار سریال محبوبم، Lost—ریزِ کار را بر عهده دارد و سریال قرار نیست دقیقاً از رمان گرافیکی یا فیلم زک اسنایدر پیروی کند، واقعاً هیجانزده شدم. من از فیلم واچمنِ 2009 لذت بردم، اما همیشه احساس میکردم یک فیلم واحد، حتی با زمان طولانیتر، کافی نیست تا قواعد پیچیده و تمهای لایهلایهٔ آن را بهخوبی نشان دهد. با این سریال، لیندلوف یکی از بهترین آثار تلویزیونی سال را تحویل میدهد.
در شش قسمت اول، کارهایی که او توانسته انجام دهد شگفتآور است. بعضیها از سیاسی بودن فصل شکایت کردهاند… شما که میدانید داریم دربارهٔ واچمن صحبت میکنیم، درست است؟ هم کمیک و هم فیلم مملو از سیاست و پیامهای اجتماعی مرتبط با امروزند. پس طبیعی است که سریال نیز بار سیاسی سنگینی داشته باشد و این کار بهخوبی انجام شده است. امروز تولید چیزی که به مسائل حساس بپردازد دشوار است چون مردم بهسرعت عصبانی و آزرده میشوند. با در نظر گرفتن سکانس افتتاحیهٔ قسمت اول (که خیلی بیرحمانه است)، نمیتوان انکار کرد که سریال در پرداختن به لحظات تاریخی در یک اثر داستانی بسیار شجاع است.
سبک اسنایدر گهگاه حضور دارد، اما کمیک تأثیر عظیمی بر سریال از نظر ارجاعات و داستان داشته است. با پخش اولین قسمت، دستکم یک سرنخ از زمان و مکان نمایش معلوم است. چیزی که بیش از همه در این فصل دوست دارم ساختار روایت آن است. لیندلوف ترفندهای خودش را از Lost قرض گرفته و از شیوهٔ رفتوبرگشت زمانی در روایت استفاده میکند. این گسستگی خطی رویدادها سوالات زیادی ایجاد میکند که با نقاط عطف هوشمندانه، نوآورانه و پرپیچوخم پاسخ داده میشوند.
میتوانم بگویم دو قسمت اول بیشتر سؤال میپرسند تا جواب دهند، اما از قسمت سوم به بعد افشاگریهای قابلتوجهی میآیند (و چند سؤال جدید). برخی کاملاً غیرمنتظره و شوکهکنندهاند؛ بعضی دیگر قابلپیشبینیاند اما از منظری منحصربهفرد روایت میشوند. هر بار که قسمت را تمام میکردم، دلم میخواست دکمهٔ «قسمت بعدی» را بزنم — این میل تنها به خاطر فیلمنامهٔ جذاب نیست، بلکه به خاطر شخصیتهای کامل و گیراست. درست همانطور که فیلم یک اثر کلیشهای ابرقهرمانی نبود، این سریال هم با موضوعات عمیقتری سروکار دارد.
رجینا کینگ در نقش سِستر نایت واقعاً تحسینبرانگیز است، اما این آنگلا ابار است که بیننده را نسبت به خودش دلسوز میکند. از اصول زندگی تا شخصیت قویاش، همهٔ ویژگیهای یک قهرمان را دارد. کینگ در صحنههای احساسی درخشان ظاهر میشود و صحنههای اکشنش هم چشمگیرند. بله، اجازه دهید این را بگویم: مبارزات کافی وجود دارد. اگر اشتباه نکنم، تقریباً هر قسمت حداقل چند صحنهٔ اکشن عالی دارد؛ چند برداشت بلند، طراحی حرکات خوب، اما مانند منبع، واچمن دربارهٔ کشمکشهای «باحال» نیست.
هر شخصیت واقعاً خوب توسعه یافته است. از پیشینه تا آرزوها، همه زمان کافی برای خود دارند، حتی شخصیتهایی که ظاهراً فرعیاند. هیچکس «فقط آنجا» نیست؛ همه نقش مهمی در پیچ و تابهای اصلی یا داستانهای فرعی مرموز دارند. جرمی آیرونز در نقش آدریان وِیدت فوقالعاده است؛ صبر و توجه زیاد به داستان او توصیه میشود چون احتمالاً معماگونهترین زیرپلات سریال است. ژان اسمارت از قسمت سوم به بعد نقش مکمل اصلی را با کینگ شریک میشود و بازی درخشانش بینقص است.
تیم بلیک نلسون نقش «لوکینگ گلس» را خوب ایفا میکند؛ یحیا عبدالمتین دوم در نقش همسر آنگلا، کال ابار، کار زیادی برای انجام دادن ندارد اما نمایشِ زمینیای ارائه میدهد. در نهایت لوییس گازِت جونیور به نقش پیرِ صندلی چرخدار حال و هوای مرموز مناسبی میبخشد. لیندلوف در استفاده از ارجاعها دستودلباز است؛ ایستر اِگهای مربوط به فیلم و کمیک در سراسر فصل پخش شدهاند. او اغلب عناصر مهمی را در پسزمینه یا جلوی چشم پنهان میکند—پس چشمانتان را باز نگه دارید.
از نظر فنی باید طراحی لباس را تحسین کنم که بعضی از بهترین لباسهای ابرقهرمانی را ارائه میدهد. خوشحالم سریال کمترین استفاده را از CGI دارد؛ جلوههای عملی زیاد، طراحی تولید تحسینبرانگیز و استفاده از دکورهای واقعی به واقعگراییای میانجامد که پردهٔ سبز هرگز بهطور کامل نمیتواند فراهم کند. موسیقی اعتیادآور است و حتی در فهم جهت احتمالی داستان کمککننده است.
واچمن یکی از بهترین سریالهای عرضهشدهٔ امسال است. قسمت پایلوت شبیهِ Lost عمل میکند؛ دهها سؤال مطرح میکند و بهندرت پاسخی میدهد. تا اینجا تنها یک مشکل جزئی با یکی از زیرپلاتها داشتم که به نظر نمیرسید با همان سرعت یا توجه بقیه پیش برود؛ بقیه تقریباً بینقص است. از انتخاب بازیگران فوقالعاده تا شخصیتهای عمیقاً پردازششده، دیمن لیندلوف بار دیگر سریالی عالی تحویل میدهد. کیفیت فنی همانطور که انتظار میرود بینقص است، اما چیزی که بیش از همه مرا تحت تأثیر قرار میدهد رویکرد بدیع او به دنیایی پس از واچمن از طریق ساختار روایی بسیار جذاب است. اگر از طرفداران فیلم اسنایدر یا کمیک هستید، حتماً این سریال را از دست ندهید! اگر هم هیچ آشنایی قبلی با این دنیا ندارید، سریال بهصورت کامل شما را با آن آشنا نمیکند—پس بهتر است قبلاً اندکی با دنیای واچمن آشنا باشید.
———
در ادامهٔ فصل و با مشاهدهٔ باقی قسمتها، نظرم عمیقتر شد. هرگز فکر نمیکردم دوباره نقد اولیهام را بخوانم و از قضاوتهای اولم دربارهٔ برخی شخصیتها یا زیرپلاتها خودم را مسخره بدانم. تنها ایرادم دربارهٔ شش قسمت اول مربوط به زیرپلات لِیدی تریو (هونگ چائو) بود که بهنظرم آهسته پیش میآمد و تنها داستانی بود که نتوانستم آن را با بقیه همتراز کنم. بنابراین نظر کلیام دربارهٔ فصل بستگی زیادی داشت به اینکه سه قسمت آخر چگونه همه چیز را به هم پیوند میدهند...
دیمن لیندلوف نابغه است. میدانید وقتی چیزی آنقدر شگفتانگیز است که کمی از کمالش عصبانی میشویم؟ آن احساسی بود که در اپیزود ماقبل آخر—«A God Walks into Abar»—داشتم. این یکی از بهترین قسمتها بر پایهٔ افشاگری در تاریخ تلویزیون است! حالا که به عقب نگاه میکنم، میتوانم بگویم هر شات مهم است، هر خط دیالوگ، هر جزئیات کوچک. اگر Game of Thrones در فصل پایانی بسیاری از روایتها و پیشگوییها را کنار گذاشت، واچمن دقیقاً برعکس عمل میکند: هر نخ، کوچک یا بزرگ، بهطرز یکپارچهای به هم میرسند.
اگر شما از آن دسته افرادی هستید که بهخاطر مبهم بودن ابتدایی از تماشا صرفنظر کردید، پاسخِ پرسشهایی را که باعث ترکتان شده از دست دادهاید. یکی از بهترین فصلهای نوشتهشده را از دست دادهاید. صبر یک فضیلت است؛ همه باید برگردند و کل مجموعه را قبل از قضاوت ببینند. قول میدهم: هر داستان معنا دارد و همه درهمآمیخته و در هیجانانگیزترین حالت ممکن کنار هم قرار میگیرند. از پیرِ صندلیچرخدار تا سرنوشت دکتر منهَتن یا آدریان ویدت، ناامید نخواهید شد. پایان بحث و گفتوگو برای سالها (یا حداقل تا فصل دومی احتمالی) ایجاد خواهد کرد.
بعد از دیدن کل فصل، میتوانم با قاطعیت بگویم که واچمن نهتنها بهترین سریال سال 2019 است، بلکه یکی از بهترین فصلهای آغازین است که تا به حال دیدهام. از نویسندگی خیرهکننده تا اجراهای برجسته، بیش از چند قسمت نزدیکبهکامل دارد. شاید بعضیها را بهخاطر ابهام اولیه بترساند، اما قسمتهای پایانی زمان صرفشده برای فکر کردن به سؤالات متعدد را جبران میکنند. اگر از طرفداران کمیک یا فیلم هستید، باید این اقتباس تلویزیونی را تجربه کنید—فقط مطمئن باشید قبلاً با دنیا آشنایی دارید چون لیندلوف قرار نیست همهچیز را از صفر توضیح دهد.
امتیاز: A+
———
در سطحی عمیقتر، واچمن تلویزیونی بافتی غنی از تمها دارد. لیندلوف گفته میخواسته موضوعی در 2019 را مدنظر قرار دهد که برای 1985، جنگ سرد بود؛ برای او این موضوع بیشک نژاد و پلیسبودن بود. بدیهی است که سریال از لحاظ سیاسی همسو با کمیک است: مسألهای واقعی از جهان بیرون را در یک بستر داستانی نهکاملاً 1:1 به کار میگیرد. در آمریکا پس از 2016، رسیدن به هر نوع همگرایی سیاسی یا فرهنگی تقریباً غیرممکن است و واکنش راستهای افراطی به «پالایشها» (Redfordations) نشان میدهد تلاشهای آشتی گاه فقط باعث دورتر شدن مردم از هم میشود.
تم تنش نژادی بارها در سریال مطرح میشود. مثلاً خانوادهٔ ابار دو فرزند سفیدپوست دارند در حالی که آنگلا و کال سیاهپوستاند—پدیدهای نادر در تلویزیون و سینما که معمولاً روایت غالب «نجاتدهندهٔ سفیدپوست» است. در اپیزود هفت، عضوی از هفتمین کِوالری میگوید «مردان سفیدپوست در نقاب قهرماناند؛ مردان سیاهپوست در نقاب ترسناک»، و در اپیزود نه جملهای مشابه بازتاب نگرش واقعی دنیای ما هست: «الان برای یک مرد سفید در آمریکا خیلی سخت است»—سخنی مضحک اگر نبود خطرناک، که از جهان واقعی گرفته شده است.
یکی دیگر از تمهای مهم، نظام انتظامی و قانون است و سؤال جذابی که لیندلوف میپرسد این است که وقتی ماسک را با اجرای قانون مخلوط میکنی چه رخ میدهد. سریال از آغاز با چارچوبی دربارهٔ اعتماد به قانون و بازاندیشی دربارهٔ عدالتِ گروهی (mob justice) وارد بحث میشود و به موضوعات پیچیدهٔ تاریخی مثل کشتار رِدینگِ تالاهاسی میپردازد. دو صحنهٔ ابتدایی—یکی نمایشِ فیلمی جعلی دربارهٔ یک مارشال سیاهپوست در دهههای دور و دیگری صحنهٔ توقف یک کامیون توسط پلیسی نقابدار که رنگها معکوس شدهاند—بصری زیبا و نمادینی خلق میکنند که تنشهای نژادی را بهطرزی پیچیده و مخالف کلیشهها نشان میدهد.
تم سوم مهم، تروماست. هدفِ Redfordations پرداختن به آسیبهای نسلی است، اما شخصیتها هر کدام با تروماهای خصوصی و شخصیای روبهرو هستند که تعیینکنندهٔ هویتشان شدهاند: آنگلا و جاد زخمی از حملهٔ هفتمین کوالری را با خود دارند؛ کال از تصادفی رنج میبرد که بخشی از حافظهاش را از بین برده؛ لوکینگ گلس از تجربهٔ حملهٔ فاجعهبار «هشتپا» در نیویورک دچار پارانویای بازگشت حادثه شده؛ لری از تاریخ خانوادهاش رنج میبرد؛ و ویل تروماهای دیدن کشتار تالا را حمل میکند.
از نظر بصری و ساختاری هم سریال چشمگیر است. هر اپیزود ساختاری آیینهای دارد که یادآور شبکهٔ نهتایی صفحات کمیک است؛ افتتاح و اختتام هر قسمت نوعی بازتابنماییاند. همچنین نمایشِ درونِ نمایشِ «America Hero Story» بهطور طنزآمیزی سبکهای مختلف را نقد میکند—از جمله سبک جلوهنمایِ فیلمِ اسنایدر—و این نقدِ آگاهانه یکی از نقاط قوت سریال است.
از لحاظ فیلمبرداری و تدوین، اپیزود ششم («This Extraordinary Being») و اپیزود ماقبل آخر («A God Walks into Abar») برجستهاند. اپیزود ششم عمدتاً سیاهوسفید است و از رنگ در نقاطی محدود برای جلب توجه استفاده میکند، و دارای برداشت طولانی و چشمگیر چنددقیقهای است. اپیزود ماقبل آخر با تلاش برای بازنمایی تجربهٔ زمانی دکتر منهَتن—چگونگی همزمان بودن همهٔ لحظات زندگی او—نمونهای از کنترل سبکی و تدوین است؛ پرشهای زمانی بینقص و ارگانیک یک قالب واحد را شکل میدهند که از بهترینهای تدوین تلویزیونیاند.
واچمن یک اثر استثنایی تلویزیونی است. طبیعتاً طرفداران سرسخت کمیک ممکن است بهخاطر اصل تغییر ناراضی باشند. عدهای هم آن را به تسلیم در برابر اجندای لیبرال متهم کردهاند، و عدهای نیز از اینکه سریال قهرمانمحورِ مرکزیاش زنی سیاهپوست است خوششان نیامده؛ اما این سریال توسط کسانی ساخته شده که کمیک را میشناسند، میفهمند، و دوست دارند. از نظر تمی پیچیده، از لحاظ بصری نفسگیر و از نظر بازیگری برجسته است. واچمن یکی از نادر آثاری است که شایستهٔ هیاهوی پیرامونش است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
باکس دانلود
فصل 1پایان سریال
در صورت بروز خطا یا مشکل در دانلود فصل، اپلیکیشن را بهروزرسانی کنید.
دیدگاه های کاربران