یک شوالیه که خدمتگذار دوک است، اخیراً وارد روستایی می شود که قرار بوده آن جا یک قلعه دفاعی ساخته شود، اما پروژه با شکست روبرو شده. او هم اکنون وظیفه دارد...
یک شوالیه که خدمتگذار دوک است، اخیراً وارد روستایی می شود که قرار بوده آن جا یک قلعه دفاعی ساخته شود، اما پروژه با شکست روبرو شده. او هم اکنون وظیفه دارد...
این فیلم ابعادی از کفر دارد.
فیلم «لرد جنگ» با بازی چارلتون هستون، ریچارد بون، رزمری فورسایث، گای استاکول، موریس ایونز، نیال مکگینیس، هنری ویلکاکسون و جیمز فارنتینو، و کارگردانی فرانکلین جی. شافنر (برنده جایزه بهترین کارگردان برای «پاتِن») ساخته شده است. فیلمنامه را جان کالیر نوشته و اقتباس آن از نمایشنامه «عاشقان» اثر لسلی استیونز است.
داستان به قرن یازدهم و نورماندی باستان بازمیگردد. فیلم بهطور...
این فیلم ابعادی از کفر دارد.
فیلم «لرد جنگ» با بازی چارلتون هستون، ریچارد بون، رزمری فورسایث، گای استاکول، موریس ایونز، نیال مکگینیس، هنری ویلکاکسون و جیمز فارنتینو، و کارگردانی فرانکلین جی. شافنر (برنده جایزه بهترین کارگردان برای «پاتِن») ساخته شده است. فیلمنامه را جان کالیر نوشته و اقتباس آن از نمایشنامه «عاشقان» اثر لسلی استیونز است.
داستان به قرن یازدهم و نورماندی باستان بازمیگردد. فیلم بهطور موفقی فضای آن دوره را تا کوچکترین جزئیات به تصویر میکشد و نه شخصیتها را زیبا جلوه میدهد و نه شیوه زندگی طبقات مختلف را رمانتیک مینمایاند. اسطورههای پاگانیسم زمانه مجال خود را دارند و حقوق طبقه حاکم مانند «حق شب اول» (droit de seigneur) بهعنوان شالودهٔ داستان عمل میکند؛ دوکِ نقش هستون به دختری دهقانی از فرهنگ درویدی جذب میشود که او را بهعنوان حق خود مطالبه کرده، هرچند درونیات و مخالفتهایش با این رسم او را آزار میدهد. شافنر توانسته است داستان دیالوگمحور را با صحنههای جنگی پرداخته و هنرمندانه تلفیق کند؛ استفاده از سلاحها و تاکتیکها بهویژه چشمگیر است. مشخص است که این اثر صرفاً برای سودآوری ساخته نشده است. بازیگران از قدرت خوبی برخوردارند، بهویژه بون و استاکول، و موسیقی جروم مِراس و فیلمبرداری راسل متی فضا و زمان داستان را ماهرانه ثبت کردهاند.
بهندرت این فیلم در میان حماسههای تاریخی یا آثار هستون مطرح میشود، اما «لرد جنگ» یکی از نوشتهشدهترین و از نظر تماتیک جالبتر آثار ژانر است. ۷/۱۰
داستانی متوسط از قرون وسطی با هستون، بون و رزمری فورسایث
در قرن یازدهم، شوالیهای (چارلتون هستون) در خدمت دوک نورماندی به روستایی در ساحل شمالی فرانسه میرود تا دژی دفاعی را تکمیل و در آن مستقر شود؛ دژی برای مقابله با غارتهای فرزیها (که امروز میتوان آن را هلند و آلمان دانست). ریچارد بون نقش دست راست لرد را بازی میکند، گای استاکول نقش برادر او، موریس ایونز نقش کشیش و رزمری فورسایث نقش دختری دهقانی را دارد.
«لرد جنگ» (۱۹۶۵) یکی از ماجراجوییهای هستون در قرون وسطی است که نسبتاً فراموششده باقی مانده؛ مانند «بربرها» (۱۹۵۸) اما با مدلموهای بد و بدون درخشندگیای که فیلم را بزرگ میکند. تا حدودی شبیه «بِریوهارو»ِ دههٔ ۹۰ است، ولی بههیچوجه به اندازهٔ آن مؤثر نیست (با اینکه من طرفدار بزرگ «بِریوهارو» هم نیستم).
فیلم صحنههای اکشن قرونوسطایی خوبی دارد (عمدتاً در پردهٔ آخر) و نمایش مناسبی از رابطهٔ ارباب و رعیت ارائه میدهد، هرچند گاهی حیرتانگیز است؛ اما نمایش پاگانیسم درویدی در میان مردم عادی بسیار اغراقشده است. طبیعتاً علاقهمندان بازیگران یا سینمای دههٔ ۶۰ ممکن است جذب شوند، اما فیلمهایی مانند «آیرونکلَد» (۲۰۱۱) همان مبحث را بهتر مطرح میکنند. برای کسانی که دنبال فضایی نزدیکتر به آن دوراناند، «رابین و ماریان» (۱۹۷۶) گزینهٔ خوبی است.
یک اشکال برجسته این است که هستهٔ داستان حولِ «حق لرد» یا «حق شب اول» میچرخد؛ حقی منسوب به قرون وسطی که گفته میشود به اربابان اجازه میداده شب ازدواج زنان زیردست، با آنها رابطهٔ جنسی داشته باشند — که در عمل به سوءاستفادهٔ جنسی از زنانی منجر میشده که در اختیار اربابان بودهاند. برخی مورخان میگویند این «حق» ممکن است در قرون وسطا وجود داشته باشد، اما بسیاری دیگر آن را اسطورهای میدانند چون تمام اشارهها به آن از دورههای بعدی آمده است؛ نوشتههای متعددی به آن اشاره کردهاند اما شواهد محکمی دال بر اجرای آن توسط اشراف در جایجای اروپا بسیار اندک است.
فیلم ۲ ساعت و ۳ دقیقه طول دارد و عمدتاً در یونیورسال سیتی، کالیفرنیا و چند منطقهٔ دیگر ایالت فیلمبرداری شده است.
نمره: C
تلاشی نهچندان موفق از چارلتون هستون
این یکی از آثار بهتر چارلتون هستون نیست. او نقش ابراربی «سایریساگون» را بازی میکند که برای بازگرداندن نظم به برج دورافتادهای در نورماندی فرستاده شده — برجی که بارها توسط فرزیاها (فرزندان بلوند) غارت میشود. همراه با برادرش «دراکو» (گای استاکول) و پیرو وفادارش «بورس» (ریچارد بون)، آنها بهزودی درگیر نبرد با دشمن و همچنین خرافات جامعهٔ محلی میشوند؛ جامعهای تا حدودی پاگانی که در آن لرد حق اولویت بر هر تازهعروسی باکره را دارد. اینجاست که «برونوین» (رزمری فورسایث) وارد میشود — موضوعی که موجب ناخشنودی همسر بالقوهٔ او و کشیش محل میگردد. وقتی در یک یورش پسرکی اسیر میشود، آنها اهمیت او را درک نمیکنند و با محاصرهٔ نورماندیها در برج، تنها امیدشان رسیدن کمک است؛ یا شاید کمکم متوجه اهمیت دوست جوان و سرسختشان شوند.
فیلم شوکهکننده نیست؛ فقط انگار هیچکس روز خوبی ندارد — نه هستون و نه بون. فورسایث بازی خشک و بیروحی دارد و تنها استاکول بهعنوان برادر حسود و آشفته تا حدی جذابیتی نشان میدهد. از نظر بصری فیلم خوب به نظر میرسد و بودجه در تصویرگذاری صرف شده، اما نه در نوشتن فیلمنامه یا ساختار داستان. افسوس.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران