در کوهستانهای پوشیده از برف، در سرمای اولین طوفان بزرگ زمستان و حمله پلنگی افسانه ای که گله ها را شکار می کند، اعضای خانواده ای با هم دچار مشکل می شوند و...
در کوهستانهای پوشیده از برف، در سرمای اولین طوفان بزرگ زمستان و حمله پلنگی افسانه ای که گله ها را شکار می کند، اعضای خانواده ای با هم دچار مشکل می شوند و...
رد گربه (Track of the Cat)
در ارتفاعات برفی حوالی اسپن با خانوادهٔ درهمریخته و نزاعجویِ بریجز همراه میشویم. نزاعهای درونی این خانواده تنها عامل تلخی زندگیشان نیست؛ یک پلنگ در منطقه آزاد شده و با کشتن هرچه بر سر راهش است، بهنوعی نمادی از چیزی عمیق و هولناک هم میشود. فیلم را ویلیام اِی. ولمن (William A. Wellman) کارگردانی و اِی.آی. بزِرریدز (A.I. Bezzerides) از...
رد گربه (Track of the Cat)
در ارتفاعات برفی حوالی اسپن با خانوادهٔ درهمریخته و نزاعجویِ بریجز همراه میشویم. نزاعهای درونی این خانواده تنها عامل تلخی زندگیشان نیست؛ یک پلنگ در منطقه آزاد شده و با کشتن هرچه بر سر راهش است، بهنوعی نمادی از چیزی عمیق و هولناک هم میشود. فیلم را ویلیام اِی. ولمن (William A. Wellman) کارگردانی و اِی.آی. بزِرریدز (A.I. Bezzerides) از رمان والتر ون تیلبرگ کلارک اقتباس کردهاند. فضای فیلم وهمآلود و پراضطراب است، اما در بعد فنی پیروزمندتر از آن است که در بعد درام داستانی باشد. ولمن که مدتها آرزوی ساخت فیلم رنگی را داشت، اینجا از پالت رنگ استفاده کرده و نتیجه بسیار چشمنواز است؛ تصویربرداری سینِماسکوپِ ویلیام اچ. کلوتیر (William H. Clothier) با بهتصویرکشیدن لوکیشنِ مونت رِینیر کمک بزرگی به این زیبایی کرده است (تماشا در وایداسکرین توصیه میشود). تولید عملاً همهٔ چیز لازم برای برف را بهدست آورد و حتی بیش از آن؛ رابرت میچوم (Curt Bridges) گفته این سختترین فیلمبرداریای بوده که تجربه کرده. برخی صحنهها واقعاً باشکوهاند: جو روی زمینِ برفیِ کمپشت سنگینی میکند، درختان تیره گویی در کمین بازیگرانِ رنگپریدهاند، و سکانسِ تدفین از دید شخص مرده بسیار متین و مؤثر است — در یک کلام فیلم زیباست، اما چه از حیث هستهٔ داستان و بازیگری؟
صریح بگویم، داستان بهخاطر دیالوگهای بیشازحد گناهکار است؛ در حالی که از فضای اطراف و حس اضطرابی که در سراسر فیلم جریان دارد لذت میبریم، با نوشتاری که میتوان آن را پرگویی بیش از حد توصیف کرد مواجه میشویم و واقعاً آرزو میکردم قبل از تماشای فیلم رمان را خوانده بودم. این گفتگوهای طولانی اگر پایانبندیِ بهاثری از سوی پلنگ جبران میکرد قابلگذشت بود، اما متأسفانه از اوجگیری دراماتیک محروم میشویم — نکتهای که ولمن بعدها آن را اشتباهِ تصمیمگیری دانست (شنیده میشود که حتی در مقطعی فیلم را از خود نپذیرفته). از بازیگران، میچوم نقش خوبی دارد؛ عبوس و قلدرگونه است، و واکنشهایش به دیانا لین (Gwen) دیدنی است، در حالی که ویلیام هاپر (Arthur Bridges) اجرای قابلقبولی ارائه میدهد. بقیهٔ بازیگران هم تا حدی قابلقبولاند، اگرچه کارل سوییتزر در نقش یک هندی بسیار مسن و نمادین لبخند ناخواستهای برمیانگیزد: پس از حرکت کند و ناتوانِ ظاهری در تمام فیلم، ناگهان در پایان مثل قهرمان دوی 100 متر المپیکی ظاهر میشود! بهطور خلاصه، رد گربه فیلمی عجیبوغریب است. 6/10
فیلم با نوید خوبی آغاز میشود: به مزرعهٔ خانوادهٔ بریجز بالای خط برف کلرادو میرسیم. برادر بزرگتر، کرت (رابرت میچوم) و برادرش آرتور (ویلیام هاپر) در ساعات اولیهٔ صبح از رختخواب بیرون کشیده میشوند تا دنبال پلنگی تهدیدکننده بروند که به دامهایشان حمله میکند. پدرِ دائماً مستِ خانواده (فیلیپ تانج) نه برای کار صلاحیتی دارد و نه برای همراهیِ خانوادگی؛ برادر جوانتر، هارولد (تب هانتر)، چندان تواناتر نیست و مادر خانواده (بیولا باندی) مشغول آمادهکردن صبحانه است — خیلی زود درمییابیم این خانواده در آرامش نیست. آنها میدانند طوفانی در راه است، بنابراین دو برادر با تدارکات اندک راه میافتند؛ اما تراژدیای رخ میدهد که کرت را مجبور میکند تعقیب را پیاده ادامه دهد و در خانه، خانواده به اوجی غمبار و غمانگیز میرسد.
آنچه بیشتر از همه کم داشتم، حضور بیشترِ «گربه» بود؛ خودِ پلنگ. در واقع هرگز تصویر روشنی از این حیوان نمیبینیم و در عوض با درامی خانوادگی مواجهیم که بیش از حد طولانی شده؛ مادربزرگ (ما) نقشِ سختگیر و سرکوبگری بر پسر کوچکتر ایفا میکند، که او قصد فرار با گِوِن (دیانا لین) را دارد تا پیش از اینکه قربانی دیگری از تعصبهای مذهبی مادر و عادتهای پنهانِ پدر به مشروبات نشود. آن محیط برفی هم آنطور که باید استفاده نمیشود: وقتهایی را با کرت میگذرانیم که در برف پا میزند، در غار پناه میگیرد و نشان میدهد چگونه با چند هیزم و فوتوفشار آتش روشن میشود؛ اما عنصرِ ماجراجویی به اندازهٔ کافی نیست و پایانبندی بیشازحد شتابزده و کماثر است. باندی و تانج خوباند، اما از میچوم و هانتر بهاندازهٔ کافی بهره نبردهاند — گویی بیشتر جنبهٔ «چشمنوازی» دارند. حیف؛ فیلم پتانسیل داشت.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران