این داستان پر هرج و مرج، مسخره و کاملاً واقعی از این است که چطور مینیونها هالیوود را تسخیر کردند، ستاره سینما شدند، همهچیز را از دست دادند، هیولاها را در جهان رها کردند و سپس با هم متحد شدند تا سیاره را از آشوبی که خودشان به راه انداخته بودند، نجات دهند.
این داستان پر هرج و مرج، مسخره و کاملاً واقعی از این است که چطور مینیونها هالیوود را تسخیر کردند، ستاره سینما شدند، همهچیز را از دست دادند، هیولاها را در جهان رها کردند و سپس با هم متحد شدند تا سیاره را از آشوبی که خودشان به راه انداخته بودند، نجات دهند.
وقتی مینیونهای زردرنگ وارد یک استودیوی فیلمسازی میشوند و در صحنهی فیلم آشوب بهپا میکنند، کارگردان از ترس اینکه دو رئیس چاق و فربهاش خشمگین شوند وحشتزده میشود. اما برخلاف انتظار، آن دو از آشوب لذت میبرند و سفارش ساخت فیلمهای بیشتری با محوریت «مینیونها» را میدهند. آنها خیلی زود از فقر به ثروت میرسند و محبوب میشوند تا اینکه... صدا میآید. فیلمهای صامت منسوخ...
وقتی مینیونهای زردرنگ وارد یک استودیوی فیلمسازی میشوند و در صحنهی فیلم آشوب بهپا میکنند، کارگردان از ترس اینکه دو رئیس چاق و فربهاش خشمگین شوند وحشتزده میشود. اما برخلاف انتظار، آن دو از آشوب لذت میبرند و سفارش ساخت فیلمهای بیشتری با محوریت «مینیونها» را میدهند. آنها خیلی زود از فقر به ثروت میرسند و محبوب میشوند تا اینکه... صدا میآید. فیلمهای صامت منسوخ میشوند و حالا باید صوت هم وجود داشته باشد. وای—چه کسی حاضر است در سینمای روباز بنشیند و به جیغ و جیکهای این موجودات کوچک گوش دهد؟ واقعیت این است که هیچکس، و دوباره آنها به اوضاع نامناسب بازمیگردند و جایی برای رفتن ندارند.
«جیمز» و دوستش «هنری» با گرفتن یک دوربین قدیمی از کارگردان سابقشان امیدوار میشوند که روزهای فیلمسازیشان هنوز تمام نشده؛ اما به یک ضدقهرمان نیاز دارند. چه چیزی بهتر از یک هیولا؟ وقتی آنها به کتابی قدیمی از طلسمها برمیخورند و «گومی» بازیگوش را بیدار میکنند، فکر میکنند مشکلی حل شده است—بیخبر از اینکه این موجود نهفقط یک هیولای صحنهای ژلاتینی، بلکه موجودی است که همه چیز را در مسیرش جذب میکند، چه حیوان باشد، چه سنگ یا بتن.
حالا وظیفهی فوری مینیونها این است که طلسم را برگردانند پیش از آنکه خودشان و تمام همنوعانشان منقرض شوند. جدا از اینکه فیلم بهعنوان ادای احترامی سرگرمکننده به روزهای طلایی هالیوود عمل میکند، کلیت اثر کاملاً قابلپیشبینی و، اگر بخواهم صریح بگویم، فراموششدنی است. من وقتی مینیونها نوکر «گرو»ی تهدیدآمیز بودند بیشتر از آنها لذت میبردم، اما در اینجا کل اثر کمی بیروح بهنظر میرسد و زبان نامفهوم و جذاب معمولِ آنها—آن جیغ و قِهقه که گاهی تلاش میکنیم در آن کلمهای از هر زبانی دریابیم—برای اولین بار آزاردهنده شد، چون آنچه حس میشد یک اپیزود نیمساعته تلویزیونی را به یک فیلم کشدار تبدیل کرده بود.
به دلایلی داستان با روایت بازتابی یک متصدی موزه برایمان گفته میشود، پس حتی احساس خطر هم وجود ندارد و من با حس سرخوردگی سالن را ترک کردم. قطعاً فیلم تماشایی است و کودکان در سینما از آن لذت بردند، اما برای بزرگترها چیز زیادی برای ارائه ندارد و بهنظرم بیش از حد به شهرت و موفقیتهای قبلیاش تکیه کرده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران