گروهی از مسافران مختلف در یک کاسکه به سمت شاین در حرکت هستند. آن ها باید زنده ماندن در این سفر دشوار و مقابله با حمله های سرخ پوستان با یکدیگر همکاری کنند...
گروهی از مسافران مختلف در یک کاسکه به سمت شاین در حرکت هستند. آن ها باید زنده ماندن در این سفر دشوار و مقابله با حمله های سرخ پوستان با یکدیگر همکاری کنند...
بازسازی رنگی درخورِ تحسینِ فیلم کلاسیک وسترن با بازی آن-مارگرت، ون هفلین و الکس کُرد
نسخهٔ 1966 «استیجکوچ» بازسازی رنگی وسترن کلاسیک سیاهوسفیدِ 1939 است. سال 1986 هم بازسازی دیگری با ستارگان آن دوره انجام شد.
داستان حولِ نه شخصیت در حوالی سال 1880 میگردد که با یک کالسکهٔ مسافربری از نواحی کوهستانی عبور میکنند، منطقهای که گروهی از سرخپوستان در حالت شورش قرار دارند. افراد عبارتند...
بازسازی رنگی درخورِ تحسینِ فیلم کلاسیک وسترن با بازی آن-مارگرت، ون هفلین و الکس کُرد
نسخهٔ 1966 «استیجکوچ» بازسازی رنگی وسترن کلاسیک سیاهوسفیدِ 1939 است. سال 1986 هم بازسازی دیگری با ستارگان آن دوره انجام شد.
داستان حولِ نه شخصیت در حوالی سال 1880 میگردد که با یک کالسکهٔ مسافربری از نواحی کوهستانی عبور میکنند، منطقهای که گروهی از سرخپوستان در حالت شورش قرار دارند. افراد عبارتند از رانندهای کمی مضحک (اسلیم پیکنز) و محافظ او، مارشالی (ون هفلین)، داخل کالسکه دختر مطرودِ روسپی (آن-مارگرت)، زندانی فراری به نام رینگو کید (الکس کُرد)، زنی باردار که در راه دیدار با شوهر افسرش است (استفانی پاورز)، قماربازی خوشزبان اهل جنوب که در زمان جنگ داخلی پدر آن زن را میشناخته (مایک کانرز)، پزشکی الکلی (بینگ کراسبی)، بانکداری فاسد (باب کامینگز) و فروشندهٔ سادهای الکل (رد باتونز).
دو ثلث اول فیلم عمدتاً به پرداخت شخصیتها میپردازد؛ گروه در ارتفاعات حرکت میکنند و شب را اینجا و آنجا سپری میکنند. ثلث پایانی شامل حملهٔ پرتعلیق سرخپوستان و تسویهحساب رینگو کید است. نسبت به نسخهٔ 1939، داستان گستردهتر و پُرکنشتر شده؛ حملهٔ بومیان هیجانانگیز و شامل صحنههای بدلکاری وحشیانهای است. آنچه در نسخهٔ 1939 یک تقابل کوتاهِ اوج بود اکنون به شوتآوتی بزرگتر همراه با آتشسوزیِ سالن تبدیل شده است. علاوه بر این، این برداشت رنگی و از نظر سینمایی مدرنتر از فضای قدیمیِ نسخهٔ 39 بهنظر میرسد.
اگرچه زمانها از اواخر قرن نوزدهم خیلی تغییر کرده، در برخی زمینهها تفاوت زیادی دیده نمیشود: آدمها در هر دورهای آدماند و برخی رفتارها یا سبکهای زندگی ــ مانند روسپی بودن یا الکلی بودن ــ در جامعه تا حد زیادی مورد احترام قرار نمیگیرند. اینها واقعیتهای اخلاقی زندگیاند.
فیلم موفق است چون شخصیتها را خوب معرفی میکند و نسبت به تهدید بومیان تعلیق ایجاد مینماید. طردشدگان به نوبت ارزش خود را نشان میدهند چون هر یک به دنبال رستگاری یا بهصلاحکردن امورند. پزشک ممکن است الکلی باشد اما هیچکس دیگری تواناییهای او را ندارد؛ دختر سالن بار بار نادیده گرفته یا بیاحترامی میبیند تا اینکه رینگو کید – که خودش قانونشکن است – از آبروی او دفاع میکند. مارشال باید وظیفهاش را انجام دهد، اما وقتی با کسی که تازه در یک موقعیت مرگ و زندگی کنار هم بودهاید و او نقش مهمی در بقا ایفا کرده، چگونه میتوان او را بازداشت کرد؟
سال پس از این بازسازی فیلمی تاحدی شبیه به آن، «هومبر» (1967)، ساخته شد که شباهتهای آشکاری دارد: هر دو شامل سفر با کالسکه و مسافرانی از طبقات مختلفاند؛ هر دو شخصیتی دارند که ظاهراً شهروندی محترم است اما کیسهای از پول دزدیده شده همراه دارد، یک رانندهٔ کالسکه و یک بانوی متشخص. هر دو فیلم خوباند، اما من امتیاز برتر را به «هومبر» میدهم؛ «استیجکوچ» در قیاس کمی کهنه بهنظر میرسد، بیتردید بهخاطر نمونهٔ اولیهٔ 1939.
مدت زمان فیلم 1 ساعت و 55 دقیقه (19 دقیقه طولانیتر از نسخهٔ اصلی) است و در مناطق مرتفع کلرادو (مزرعهٔ Caribou Country Club در ندرلند) فیلمبرداری شده است.
نمره: B+/A-
نظر دوم: «کُرلِی، تو آن حِسی را که خدا به غاز داده نداری.» مقایسهٔ این نسخه با کار جان فورد در 1939 چندان معقول نیست، پس اگر تا حدی آن نسخه را فراموش کنید و این را بهعنوان یک اثر مستقل بپذیرید، وسترن چندان بدی نیست. ابتدا دربارهٔ نقشبازیِ بینگ کراسبی تردید داشتم که توسط کریزی هورس و جنگجویانش هدف قرار میگیرد، اما وقتی از مرحلهٔ نسبتاً طولانیِ پرداخت شخصیتها عبور میکنیم و این گروه گوناگون سوار کالسکه میشوند، اوضاع واقعاً گرم میشود. «کُرلِی» (ون هفلین) مارشال کمتیزهای است که «باک» (اسلیم پیکنز) را همراهی میکند که «داک» الکلی (کراسبی) را میراند؛ دوست تازهاش فروشندهٔ اثرپذیرِ مشروب «پیکاک» (رد باتونز) است؛ «دالاس» (آن-مارگرت) زنی بیپول است؛ قمارباز دورو «هتفیلد» (مایک کانرز)؛ «گیتوود» (رابرت کامینگز) که عجلهٔ زیادی برای رسیدن به دنور دارد؛ همسر باردار سرباز «خانم مالوری» (استفانی پاورز) و در نهایت ورود دیرهنگامِ «رینگو کید» (الکس کُرد) که سریعاً دستگیر و دستبند زده میشود. خیلی زود درمییابند که سوکسها در حالت جنگند و با سربازان کشتهای که در مسیر افتادهاند، سفرشان پرخطر بهنظر میرسد. حتی در پستهای توقف هم کسی احساس امنیت نمیکند و اوضاع وقتی پیچیدهتر میشود که خانم مالوری درد زایمانش را احساس میکند. چه احتمال دارد به سیفیتی شِین برسند، و حتی اگر برسند تکلیف رینگو با کینهاش نسبت به پلامر (کینان واین) و دو پسر مسلح او چیست؟
نیم ساعت پایانی زنده و سرگرمکننده است، هرچند حملات اندکی تکراری میشود زیرا بهنظر میرسد هزاران بومی در تلاشند این مسافران را غلبه کنند. فکر میکنم هفلین و کُرد خوب ظاهر شدهاند، کراسبی با نقش پزشک الکلیاش مرا شگفتزده کرد و فیلمنامه زیرپلاتهای شخصیتها را جالب نگه میدارد بدون اینکه بیش از حد ملودراماتیک شود یا عشق میان دالاس و رینگو خیلی مزاحم جریان قصه گردد. فیلم کمی طولانی است، اما با وجود تردید اولیهام دربارهٔ بازسازیِ یک کلاسیک، در واقع کاملاً تماشایی است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران