در میانه ناپدید شدنهای مرموز، در سرتاسر دنیا و به خصوص در میان گروهی از مردم که از گروه مپلتون باقی ماندهاند. اکنون پس از، از دست دادن بیش از 100 تن از عزیزان خود باید زندگی خود را از نو بسازند...
در میانه ناپدید شدنهای مرموز، در سرتاسر دنیا و به خصوص در میان گروهی از مردم که از گروه مپلتون باقی ماندهاند. اکنون پس از، از دست دادن بیش از 100 تن از عزیزان خود باید زندگی خود را از نو بسازند...
نامزد ۱ جایزه امی پرایمتایم
۲۳ جایزه و در مجموع ۸۴ نامزدی
رتبه
رتبه سریال در جهان486
«The Leftovers» سریالی است که مسیر بسیار جذابی را طی کرد. یک اثر شبکه HBO با بازیگران ستاره و ساختهشده توسط همآفریدگار سریال درخشان «Lost». همه چیز چطور میتوانست خراب شود؟ و با این حال، نزدیک بود همین اتفاق بیفتد. فصل اول در نگاه اول مجموعهای ناپیوسته و پرنوسان با کیفیتی متوسط به نظر میرسید: لحظاتی از کیفیت واقعی در همنشینی با میانمایگی کند. با...
«The Leftovers» سریالی است که مسیر بسیار جذابی را طی کرد. یک اثر شبکه HBO با بازیگران ستاره و ساختهشده توسط همآفریدگار سریال درخشان «Lost». همه چیز چطور میتوانست خراب شود؟ و با این حال، نزدیک بود همین اتفاق بیفتد. فصل اول در نگاه اول مجموعهای ناپیوسته و پرنوسان با کیفیتی متوسط به نظر میرسید: لحظاتی از کیفیت واقعی در همنشینی با میانمایگی کند. با این حال در بازبینی نظر من بهطور چشمگیری بهتر شد؛ همیشه سریال خوبی بود و لحظات واقعاً مسحورکنندهای داشت. فصل دوم جایی بود که سریال واقعاً جان گرفت؛ در حالی که فصل اول ممکن بود بیش از حد تردستیمحور و کمتمرکز به نظر برسد، فصل دوم داستانی جذاب و درگیرکننده ارائه داد با ترکیبی مناسب از هیجان، فراواقعیت و پرداخت دقیق شخصیتها. تا فصل سوم، منتقدان آن را یکی از بزرگترین سریالهای تاریخ مینامیدند.
فصل سوم تلفیق همیشگی «The Leftovers» از طنز، عجیب و غریب، سرگرمی و رنج جانسوز را معرفی میکند. مانند سریال مهم و عاطفی دیگری مثل «Rectify»، میتوان آن را نوعی «پورنِ بدبختی» نامید—هرچند من خودم عاشقش هستم! با این حال احساس میکنم فصل سوم نیاز به بازبینی دوباره دارد؛ لحظات زیادی از کیفیت عالی داشت و کلیتاً فوقالعاده بود، اما گاهی بیش از حد آشفته و کمتمرکز به نظر میرسید. بازیگران مجموعه بسیار قویاند و جاستین تروکس واقعاً سنگینترین ستاره بازیگری است — مردی که باید در ردهی A هالیوود باشد. اسکات گلن در فصل سوم دیدنی بود و کری کون و کریستوفر اکلستون هم همواره درخشان ظاهر شدند. قسمتهای اکلستون همیشه پرمحتوا بودند و کون در فینال با وقار تمام درخشید.
این قسمت را حالا دو بار دیدم و هر بار با دیالوگی که اوایل اپیزود درباره دسترسی نورا به «اتاق» گفته میشود متحیر شدم؛ برای سریالی که اینقدر بالغ و فکری است، آن لحظه کمی دست و پا شکسته است، هرچند اشکال کوچکیست. سریال بهزودی جبران میکند با یکی از نخستین سکانسهای واقعاً احساسی در اپیزود، و بعد هم پر از چنین لحظاتی میشود. خداحافظی مت و نورا — ابتدا شوخیگونه، سپس اعتراف مت به بحران ایمان و ترسش از مردن بهخاطر سرطان و رها کردن پسرش بدون پدر — بسیار خام و ملموس است و پیوندی شگفتانگیز با تماشاگر برقرار میکند؛ سطحی که تعداد کمی از سریالها به آن دست یافتهاند. نورا در یادآوری از دست دادن فرزندانش وارد «اتاق» میشود و به برادرش خداحافظی میگوید. فلشبکهای متعددی در این اپیزود دیده میشود که مانند ادای احترامی به خود سریال عمل میکند — چیزی شبیه آنچه دنبالهی «Trainspotting» برای نسخهی قبلیاش انجام داد — همهچیز با ظرافت بسیار ساخته شده است.
پس از ورود به «اتاق»، زمان سالها جلو میجهد و نورای میانسال را میبینیم که زندگی جدیدی در استرالیا دارد. هیچ توضیحی درباره اتفاقات آن سالها داده نمیشود و در ابتدا مشخص نیست که اصلاً او در «دنیای ما» است یا نه. کوین خیلی زود او را پیدامیکند و وانمود میکند که فکر میکند آنها هیچوقت رابطه نداشتهاند و فقط برای مدت کوتاهی یکدیگر را میشناختهاند. کوین جدید ظاهراً نرمتر شده و احساساتش کنترلشدهاند؛ حقیقت در پردهای از ابهام قرار دارد. لازم به ذکر است که این اپیزود تصویربرداری حیرتانگیز و تکنیکهای سبکشناسانهای را نشان میدهد که کیفیت سریال را برجسته میکند: نماهای بسیار زیبایی از چشمانداز استرالیا و ارزش تولیدی در حد فیلمهای پرهزینه هالیوود.
نورا دعوت کوین را برای رفتن به یک «رقص» میپذیرد — بعداً مشخص میشود که مراسم عروسی است. میهمانان باید مهره به گردن بیاویزند؛ نورا قبول نمیکند و بعد مهرهها دور گردن یک بز گذاشته میشود که بعدتر اهمیت پیدا میکند. بهترین سکانس کل سریال خیلی زود رخ میدهد و یکی از قویترین صحنههاییست که تا به حال دیدهام: آهنگ روحنواز «I’ve Got Dreams to Remember» از اوتیس رِدینگ پخش میشود و هر دو شخصیت میرقصند. موسیقی با اتفاقات هماهنگ است و همهچیز در صحنهای لبریز از احساس بهکمال میرسد. کوین در اشک شادی فرو میریزد، اما نورا میگوید این تقصّدی است و با عصبانیت میرود، درست وقتی اوج موسیقی بالاتر میرود. موسیقی اندوهبار ادامه مییابد و کوین تنها و شکسته میماند، غرق در رنج. «The Leftovers» فقط یک سریال تلویزیونی نیست؛ یک اثر هنری است.
بعدتر نورا صدای نالهی بز را از تپهای میشنود: همان بز عروسی در حصار گیر کرده و مهرهها باعث گره خوردن او شدهاند. با بالا رفتن تم کلاسیک و قدرتمند موسیقی و رعد و برق، نورا مهرههای گرفتار را باز میکند و آنها را دور گردنش میاندازد. به آسمان تاریک نگاه میکند و موسیقی به اوج میرسد. حالا با پذیرفتن مهرهها، نورا بالاخره گناهانش را در آغوش میکشد. ارجاعات مذهبی واضحاند و تصاویر تأثیرگذار و مرموز بهشدت قدرتمندند. شخصیتها در «The Leftovers» از نظر اخلاقی مبهماند و همین بخش مهمی از کیفیت سریال است. نورا توانایی انجام کارهای بسیار ناروایی را دارد و گاه با دیگران برخوردی سخت نشان میدهد؛ او انسانی بهشدت نقصدار اما در نهایت خوب است.
سرانجام کوین واقعی دوباره او را مییابد، میشکند و اعتراف میکند که تمام این سالها در سراسر استرالیا به دنبال او بوده است. احساسات طاقتفرسا است. بهانهی او برای حافظهی متفاوتش این بود که میخواست دوباره شروع کند؛ توجیه کمی سست است، اما برای داستان جالب است. صحنهی پایانی پخش میشود و اگرچه سکانس عروسی احتمالاً بهترین لحظهی «The Leftovers» است، صحنهی آخر هم بهطرز قابلتأثیری احساسی است. پیچش داستانی آشکار میشود، هرچند تأثیر چندانی ندارد؛ این سریال بر دیالوگ و شخصیتپردازی تمرکز داشت و مضامین تراژدی، رستگاری و عشق در سراسر آن موج میزد. نورا فاش میکند که خانوادهاش را پیدا کرده اما آنها شاد بودهاند، پس او نهایتاً بازگشته است؛ دلش برای کوین تنگ شده اما نتوانسته حقیقت را بگوید. برخی نظریهها میگویند نورا دروغ میگوید، اما من ترجیح میدهم به آنچه شرح داده شد اعتماد کنم. کوین میگوید او را باور دارد، در اشک غرق میشود و احساس نمایشدادهشده فوقالعاده است. بعد از صرف بخش بزرگی از زندگیاش در جستجو، حالا دوباره یارش را دارد.
وقتی تیتراژ پایانی پخش شد، در سکوت نشستم و از بزرگی آنچه دیده بودم مدهوش شدم. هرچند قسمت «San Junipero» نیز اپیزودی خوب با مضامین مشابه بود، این فینال آن را قاطعانه پشت سر میگذارد. «The Leftovers» سریالی بود پر از رخدادهای عجیب و دارایی بازیگران بسیار تراز اول، اما فینال تنها روی دو شخصیت تمرکز کرد و هیچ چیز نمایشی عظیمی را تلاش نکرد—و همین دلیلی شد بر موفقیت آن. سریال با یک پایان نادر خوشایند به پایان رسید و افسوسآور است که اثری در این سطح تنها سه فصل دوام آورد. به هر حال، خداحافظی با «The Leftovers»، یکی از بزرگترین سریالهای تمام دوران.
امتیاز: 10/10
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
باکس دانلود
فصل 1تکمیل شده
در صورت بروز خطا یا مشکل در دانلود فصل، اپلیکیشن را بهروزرسانی کنید.
دیدگاه های کاربران