«ما پستترین عناصر ارتش ایالات متحدهایم، سرهنگ.»
«چوکا» به کارگردانی گوردون داگلاس و با اقتباس فیلمنامه از رمان ریچارد جساپ (توسط خودِ او) ساخته شده است. بازیگران اصلی فیلم عبارتاند از راد تیلور، جان میلز، ارنست بورگنین، لوچیانا پالوتزی، جیمز ویتمور، لوئیس هیوَرد و ویکتوریا وتری. موسیقی اثر از لیت استیونز است و فیلمبرداری رنگی را هارولد ای. استاین بر عهده داشته است.
داستان در سال 1876...
«ما پستترین عناصر ارتش ایالات متحدهایم، سرهنگ.»
«چوکا» به کارگردانی گوردون داگلاس و با اقتباس فیلمنامه از رمان ریچارد جساپ (توسط خودِ او) ساخته شده است. بازیگران اصلی فیلم عبارتاند از راد تیلور، جان میلز، ارنست بورگنین، لوچیانا پالوتزی، جیمز ویتمور، لوئیس هیوَرد و ویکتوریا وتری. موسیقی اثر از لیت استیونز است و فیلمبرداری رنگی را هارولد ای. استاین بر عهده داشته است.
داستان در سال 1876 میگذرد و فورت کلندنون میزبان گروهی سرباز مشکلدار و یک هفتتیرکش عاشقپیشه است؛ گروهی که بهندرت توان دفاع از پادگان در برابر حمله قریبالوقوع آراپاها را دارند.
با وجود بازیگران درخشان و یک نسخه رنگی چشمنواز، فیلم در نهایت یک وسترن محاصرهای نسبتاً متوسط است. از نظر تولید، کار ناهماهنگ به نظر میرسد؛ ترکیبی نامطلوب از صحنههای بسته و استودیویی خشک، نقاشیهای مات و لوکیشنهای باز. بازی بازیگران، شخصیتپردازیهای کمعمق و تکیهی عمومی بر صحنههای محاورهای کممغز، تجربه تماشای عجیبی پدید میآورد.
مسألهٔ گفتگوها بیش از هر چیز آزاردهنده است؛ نه صرفاً به این خاطر که حجم زیادی از فیلم را گفتوگوها تشکیل میدهند، بلکه به این دلیل که لحظاتی دیالوگهای درخشانی وجود دارد و کِشِشهای شخصیتی جذابی مطرح میشود که متأسفانه هرگز دنبال نمیشوند. اکشن اندک است اما آنچه هست بهخوبی اجرا شده و خودِ محاصره—هرچند شایستهٔ انتظارات نیست—لحظات هیجانانگیز و هوشمندانهای دارد که آزاردهنده نیستند.
پایانبندیِ بسیار خوب و کنجکاویبرانگیز بر پیچیدگیِ ترکیب خوب و بد فیلم میافزاید، اما در نهایت اثر متوسطی است و برای طرفداران وسترن و بازیگران آن فیلمی ضروری بهشمار نمیآید. امتیاز: 5/10.
هرچند همیشه برایم مشخص نبود راد تیلور در پرده چه ویژگی خاصی دارد، اما او در این وسترن سنتیِ «ارتش در برابر سرخپوستان» عملکرد بهتری ارائه میدهد. تازهواردِ کالسکه، «چوکا»، فورت کلندنون را مییابد که توسط سرهنگ نوشابهدوست «والوآ» (جان میلز) فرماندهی میشود و با گروهبان وفادارش «هانسباخ» (ارنست بورگنین) همراه است. خیلی زود متوجه میشویم این پادگان جایی است که ارتش آمریکا سربازان مشکلدارش را نگه میدارد، و آرامآرام دلیلش مشخص میشود؛ از خودِ سرهنگ گرفته تا پاییندستها، این افسران حالا موظفاند این جای دورافتاده را در برابر آراپاهای خشمگینی که قصد نابودیشان و تصاحب سلاحها و آذوقه را دارند، نگه دارند.
برای پیچیدگی بیشتر، در میان همراهان دو خانم حضور دارند و وقتی سرهنگ به «سینیورا» (لوچیانا پالوتزی) دل میبندد، باید همزمان با نزدیکشدن طبلهای جنگ مراقب وضعیت باشد. در ظاهر همهچیز تا حدی کلیشهای به نظر میرسد، اما به لطف بازی جان میلز و گردان افسران غیرقابل اعتمادش، تصویر روشنی از آنچه ارتش در دل خود داشته ارائه میشود—افرادی که بسیاری از آنها راهزنان و اوباشی در یونیفرم آبی تیره بودهاند. این دیدگاه همچنین سبب میشود انگیزه خشم و مقاومت بومیان بهتر درک شود: آنها صرفاً افراد خونخواهان یا تشنهٔ قدرت نبودند، بلکه مردمانی بودند که از زمینهای شکار سنتیشان رانده شده و به جمعآوری و لاشهخواری برای تأمین غذا و معیشت خانوادهها تن داده بودند؛ این خشم و نارضایتی کاملاً موجه بهنظر میرسد.
لوئیس هیوَرد در نقش «سروان بنسون» تقریباً غیرقابلشناسایی است و حمایت قابلاعتمادِ جیمز ویتمور به حفظ ریتم فیلم کمک میکند. بهعنوان داستانی با زیرمتن قابلتأمل، فیلم بهتر از انتظاری که داشتم عمل میکند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران